ماهور نه! دشتی بزن! محنت بیاور

ماهور نه! دشتی بزن! محنت بیاور
از اصفهان یک گوشه ی عزلت بیاور

برگرد! رود شهر معلول غم انگیز
امشب برای گریه ام علت بیاور

این ابر، باران اسیدی دارد این بار
باران نمی خواهم! نه! امنیت بیاور

آبستن دردی غریبم ، باورم کن
ایمان به این جامانده در غربت بیاور

می ترسم از این شهر که تنهاترم کرد
چیزی بگو، آیینه! هم صحبت بیاور
 
بر شانه هایم تکیه کن قدری بگرییم
آه ای وطن...آه ای وطن... طاقت بیاور...
#مریم_آرام
🍃❤️
دیدگاه ها (۱)

🍒🌱در روزگار بی عشق، من منتهای عشقمبر چهره ام نظر کن دردآشنای...

ای همنشین ای همزبان ای وصله تنای یاد روزگارهای خوب و شیرینمژ...

یک شهر در هوای تو درگیر استمن از تمام شهر پریشان ترهی دم مز...

دارمت یا ندارمت؟! سخت استبا دلی تکه پاره گریه کنمیا بمان یا ...

کاش مردم مهربان بودند با هم !چشمشان پر بود از نور صفا ،باغ د...

کاش مردم مهربان بودند با هم !چشمشان پر بود از نور صفا ،باغ د...

کاش مردم مهربان بودند با هم !چشمشان پر بود از نور صفا ،باغ د...

شاعره رحیم جان شاعر تاجیکستانی

تنها محمد

عزت الله فولادوند

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط