غزلی از دادا://

غزلی از دادا://
در بـهـاران لالـــــه ی اردیبـهشت//
ائـل گلی را کـــرده مانند بهشت//
آری ایـنـجا عشق جـولان می کنـد//
می توان گل های رنگارنگ کشت//
می توان در صفحـه ی گلبـرگ ها//
بـر خـدای عاشقان احسن نوشت//
ائل گلی تبـریــز را انگشتـر است//
می دهد گاهی نشان از سرنوشت//
پـای نِــــه بـر دور استـخـر زلال//
ساعتی خوش باش ای زیبا سرشت//
عشقبــازی هـــــای دادا را نگــر//
دیده پوش از هرچه آید بر تو زشت//
بیتی از حکیم ابوالقاسم فردوسی://
.
قضا گفت گیـر و قـدَر گفت دِه//
فلک گفت احسن ملک گفت زِه//
دیدگاه ها (۴)

خداوند جوی می و انگبین همان چشمه ی شیر و ماء و یقین اگر چشم ...

ابوالقاسم فردوسی توسی (۳۲۹ هجری قمری – ۴۱۶ هجری قمری، در توس...

خسر و شیرین

منم بنده ​ی اهل بیت نبی..ستاینده​ ی خاک و پای وصیحکیم این جه...

فریبا مقصودی

اسماعیل چکانی

دل ز قید جسم چون آزاد گردد وا شود / چون حباب از خود کند قال...

رستم فرخزاد با ایران چه کرد ؟؟؟جنگ قادسیه و نبردهای پیش و پس...

✴مختصری از تمام آرایه‌های مهم☣1⃣مراعات نظیر👈 آوردن واژه هایی...

فال روز متولدین دی:امروز بیش از هر زمان دیگری توانایی انجام ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط