{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناز چشمان تو وامروز و فردا کردنت

ناز چشمان تو وامروز و فردا کردنت
می‌کشد آخر مرا این پا وآن پا کردنت

می‌پسندی بی تو بنشینم در آتش روز وشب
یا که یادت رفته با عاشق مدارا کردنت

می‌دهی دلتنگی ام را در شب مستی به باد
غنچه‌های باغ لب‌ها را شکوفا کردنت

هر کجا باشد دلم را با تو تقسیم می‌کنم
خوش ندارم بیش از این اینجا و آنجا کردنت

گرچه رسوای توام ناچار بنشین با دلم
تا ببینی نیستم در بند رسواکردنت

چشم‌هایم را بدست آور نگاهم را ببین
سرد مهری‌هاست حتی در تماشا کردنت....
دیدگاه ها (۱)

خبرت هست که در باغ کنون شاخ درختمژده نو بشنید از گل و دست اف...

مردی که دهان دارداما حرف نمی زندلب دارداما نمی بوسدمردی که ب...

زندگی آرام است،مثل آرامش یک خواب بلندزندگی شیرین است،مثل شیر...

ایستـــــــــاده ام...بگذار سرنوشت راهش را برود...!من...همین...

ناز چشمان تو وامروز و فردا کردنت می‌کشد آخر مرا این پا وآن پ...

ناز چشمان تو وامروز و فردا کردنت می‌کشد آخر مرا این پا وآن پ...

ناز چشمان تو وامروز و فردا کردنت می‌کشد آخر مرا این پا وآن پ...

ناز چشمان تو وامروز و فردا کردنت می‌کشد آخر مرا این پا وآن پ...

ناز چشمان تو وامروز و فردا کردنت می‌کشد آخر مرا این پا وآن پ...

ناز چشمان تو وامروز و فردا کردنت می‌کشد آخر مرا این پا وآن پ...

ناز چشمان تو وامروز و فردا کردنت می‌کشد آخر مرا این پا وآن پ...

ناز چشمان تو وامروز و فردا کردنت می‌کشد آخر مرا این پا وآن پ...

ناز چشمان تو وامروز و فردا کردنت می‌کشد آخر مرا این پا وآن پ...

ناز چشمان تو وامروز و فردا کردنت می‌کشد آخر مرا این پا وآن پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط