{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همنیشین گل شدم دیدم که خارم سال ها

همنیشین گل شدم دیدم که خارم سال ها
تازه فهمیدم که غمخواری ندارم سال ها
می روم چون ابر سرگردان به روی کوه و دشت
می روم تنها شوم شاید ببارم سال ها
کو زمین بایری تا مرهم دردم شود
من که از داغ دل خود، سوگوارم سال ها
بعد از این حتی اگر کوه یخی پیدا کنم
سر به روی شانه هایش می گذارم سال ها
خسته ام، این مرگ تدریجی امانم را برید
می شمارم روزهای آخرم را سال ها
دیدگاه ها (۱)

از بس شبیه شمع چکیدم دلم گرفت...از بس دویدم و نرسیدم دلم گرف...

قصه ای ازجنس یک پرواز میخواهد دلمداستان کوچِ بی آغاز میخواهد...

آهسته زمان رفته و برگشت نداردخوب و بدمان رفته و برگشت نداردع...

.... نازنیم بودی و نازت مرا دلگیر کردکاش میشد درد دلهای مرا ...

همنیشین گل شدم دیدم که خارم سال ها تازه فهمیدم که غمخواری ند...

همنیشین گل شدم دیدم که خارم سال هاتازه فهمیدم که غمخواری ندا...

همنیشین گل شدم دیدم که خارم سال ها تازه فهمیدم که غمخواری ند...

همنیشین گل شدم دیدم که خارم سال ها تازه فهمیدم که غمخواری ند...

همنیشین گل شدم دیدم که خارم سال هاتازه فهمیدم که غمخواری ندا...

همنیشین گل شدم دیدم که خارم سال هاتازه فهمیدم که غمخواری ندا...

.... همنیشین گل شدم دیدم که خارم سال هاتازه فهمیدم که غمخوار...

همنیشین گل شدم دیدم که خارم سال هاتازه فهمیدم که غمخواری ندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط