{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همنیشین گل شدم دیدم که خارم سال ها

همنیشین گل شدم دیدم که خارم سال ها
تازه فهمیدم که غمخواری ندارم سال ها
می روم چون ابر سرگردان به روی کوه و دشت
می روم تنها شوم شاید ببارم سال ها
کو زمین بایری تا مرهم دردم شود
من که از داغ دل خود، سوگوارم سال ها
بعد از این حتی اگر کوه یخی پیدا کنم
سر به روی شانه هایش می گذارم سال ها
خسته ام، این مرگ تدریجی امانم را برید
می شمارم روزهای آخرم را سال ها
دیدگاه ها (۱)

انسان را هرگز مرگی نرسیده جز به نیش رؤیاهای بی‌ثمرفرونشسته ب...

آهسته زمان رفته و برگشت نداردخوب و بدمان رفته و برگشت نداردع...

ﻓﺮﻣﻮﺩ ﺧﺪﺍ ﻓﺮﺷﺘﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺻﻠﻮﺍﺕﺍﻭّﻝ ﺑﻪ ﻣﺪﯾﻨﻪ ﻣﺼﻄﻔﯽ ﺭﺍ ﺻﻠﻮﺍﺕﺩﻭّﻡ ...

.... نازنیم بودی و نازت مرا دلگیر کردکاش میشد درد دلهای مرا ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط