{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با نگاهت شعله می کاری به تن، همراه عشق

با نگاهت شعله می کاری به تن، همراه عشق
سوختم با شوق رویت بی سخن، همراه عشق

عاشقی هایت دوای دردهای بی صداست
دردهایی داغ و گرم و بی کفن همراه عشق

قند لبخند ملیح و ساده و بوسیدنی
می خرم بر مردمان بی وطن همراه عشق

چشم مستت را به یلداها مساوی کرده اند
جمع و تفریقش نصیب ما و من همراه عشق

صبح شد خورشید هم با جان و دل پر شور شد
شعله های سرخ او بگداخت تن همراه عشق

حتم دارم روزهای گرم او تب می دهد
بر دل و جان و تمام این بدن همراه عشق
دیدگاه ها (۱)

با نگاهت شعله می کاری به تن، همراه عشقسوختم با شوق رویت بی س...

اگر مستم من از، عشق تو مستمعشق تو مستم ،عشق تو مستمبیا بنشین...

اگر مستم من از، عشق تو مستمعشق تو مستم ،عشق تو مستمبیا بنشین...

آتشی از عشقِ او بر جانِ من افتاده استداغِ سردِ شعله ها روی ب...

این منم دلتنگ هر شبخسته از تکرار دنیامثل هر شب با تو گویمدرد...

گاهی دلت می خواهددر تمام روزمرگیهایتدر لابه لای تمام لحظه ها...

شهدا

گنه کردم گناهی پر ز لذت کنار پیکری لرزان و مدهوش خداوندا چه ...

🍂❣️... گاهی دلت می خواهددر تمام روزمرگیهایتدر لابه لای تمام ...

نگران سرطان وطنم!سرطان وطن!تو مپندار که در فکر تنمنگران سرطا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط