{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قایقی خواهم ساخت،

قایقی خواهم ساخت،
خواهم انداخت به آب.
پشت دریاها شهری است
که در آن پنجره‌ها رو به تجلی باز است
بام‌ ها جای کبوترهایی است، که به فواره هوش بشری می نگرند
دست هر کودک ده ساله شهر، شاخه معرفتی است
مردم شهر به یک چینه چنان می‌نگرند
که به یک شعله، به یک خواب لطیف
خاک، موسیقی احساس تو را می‌شنود
و صدای پر مرغان اساطیر می‌آید در باد
پشت دریا شهری است
که در آن وسعت خورشید به اندازه چشمان سحر خیزان است
شاعران وارث آب و خرد و روشنی‌اند.
پشت دریاها شهری ست
قایقی باید ساخت
دیدگاه ها (۱)

قایقی خواهم ساخت ..

قایقی خواهم ساخت،خواهم انداخت به آب…پشت دریاها شهری استکه در...

قایقی خواهم ساخت،خواهم انداخت به آب.پشت دریاها شهری استکه در...

دور خواهم شد از این خاک غریب

پشت دریاها شهری ستکه در آن پنجره ها رو به تجلی باز استبامها ...

پشت دریاها شهری ست

پشت دریا ها شهری است که در آن پنجرهها رو به تجلی باز است ب...

قایقی خواهم ساختقایقی خواهم ساخت،خواهم انداخت به آب.هم‌چنان ...

#پشت_دریا ها شهری استکه درآن پنجره ها رو به تجلی باز استبام ...

پشت دریاها شهری است که درآن پنجرها روبه تجلی باز است بام ها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط