شیرکو بیکهس در وصیت نامه خود این گونه نوشته است: راستش ر
شیرکو بیکهس در وصیت نامه خود این گونه نوشته است: راستش را بخواهید من نمیخواهم در هیچکدام از تپه ها و گورستان های مشهور این شهر به خاک سپرده شوم. اول به خاطر اینکه جای خالی نمانده و دوم برای اینکه من اصولا اینگونه جاهای شلوغ را دوست ندارم!.
من می خواهم – اگر شهرداری شهرمان اجازه دهد- من را در جوار تندیس شهدای ۱۹۶۳ سلیمانی به خاک بسپارند. (فضای آنجا لذت بخش تر است و من نفسم نمی گیرد!)
من دوست دارم پس از مرگم هم همراه و همدم با مردم شهرم و صدای موسیقی و رقص و زیباییهای این پارک باشم.
میخواهم کتابخانه و دیوانهای اشعار و عکس هایم را در یک کافه تریا و باغچه ای کوچک نزدیک مزارم بگذارید تا پاتوقی شود برای شاعران و نویسندگان…
من دوست دارم از الان مانند یک رویا تمام این صحنه ها را در این پارک ببینم.
من میخواهم پس از مرگم جایزه ای ادبی سالانه ای به نام “بیکهس” به زیباترین دیوان شعر داده شود و هزینه آن از آنچه به ارث می گذارم، پرداخت شود.
من می خواهم – اگر شهرداری شهرمان اجازه دهد- من را در جوار تندیس شهدای ۱۹۶۳ سلیمانی به خاک بسپارند. (فضای آنجا لذت بخش تر است و من نفسم نمی گیرد!)
من دوست دارم پس از مرگم هم همراه و همدم با مردم شهرم و صدای موسیقی و رقص و زیباییهای این پارک باشم.
میخواهم کتابخانه و دیوانهای اشعار و عکس هایم را در یک کافه تریا و باغچه ای کوچک نزدیک مزارم بگذارید تا پاتوقی شود برای شاعران و نویسندگان…
من دوست دارم از الان مانند یک رویا تمام این صحنه ها را در این پارک ببینم.
من میخواهم پس از مرگم جایزه ای ادبی سالانه ای به نام “بیکهس” به زیباترین دیوان شعر داده شود و هزینه آن از آنچه به ارث می گذارم، پرداخت شود.
- ۱.۲k
- ۲۸ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط