چون نوشته اش بنظر خودم زیبا بود گزاشتم پست تا به روییت دو
چون نوشته اش بنظر خودم زیبا بود گزاشتم پست تا به روییت دوستان هم برسه ...
رسم دیرینه عاشقا رو خوب ادا کردی… منظورم چیه؟
وفا در عشق را میگم که تو در حق عاشقت ادا کردی… بهت بر خورد!؟
تو به این تنها گذاشتنم چی میگی؟
قسمت و تقدیر لابد…یا شرو ور و هرچیز دیگه
ول کن تو رو خدا این حرفا رو دیگه خریداری نداره…
یه حرف تازه تر بگو…
بلد نیستی من بگم…
پس خوب گوش کن…
آرمانی که تو دلم داشتم بر آورده نشد…
آرزوی رسیدن به تو برای همیشه در دلم خاموش شد…
نمی دونم شاید هم حق با تو باشه و سرنوشتمون باید همین جوری رقم می خورد… باید بگم لعنت به این سرنوشت…
چه زود یادمون میره دوستیامون…
خدایش من که حسود نیستم تو خوشبخت بشی…
ولی دلم می خواست فراموشم نکنی…
من دوباره یه روز می بینمت اون روز چه جوری تو چشم من نگاه میکنی…؟
تو میدونی درد بی وفایی چیه؟ میدونم اگه ببینمت بی توجه از کنارم رد نمیشی…! آخه میدونم هیچوقت من کهنه نمیشم واست…
شاید دیگه نشناسی منو! تو یه عروسک دیگه داری که با احساساتش داری بازی میکنی…
عشق من عروسک جدید مبارک…
خدا کنه قدر اونو بدونی تا مثل من نشه… میدونم که میدونی قدرشو…
چون عشق پاک من تجربه خوبی برات بود…
من و تو باید تاوان عشق را پس بدیم…
من باید در سکوت لحظه ها بشکنم و صدای شکسته شدنم را جز خودم هیچ کس تا حالا نشنیده و نباید بشنوه…
می خوام حالا که رسوای عشق شدیم دیگه رو به خاموشی برم…
بعد دیگه آه و افسوس هم برات فایده نداره…
دیگه عشق واسم رنگ خاکستری شده…
دیگه رنگهای روشن عشق به سوی من نمی خوام بیاد…بعد رفتنت دوست ندارم کسی بعنوان مفهوم واقعی تو خلوت لحظه هام بیاد…
آخه همیشه تو در یادمی…با کل خاطراتت
می خوام تنها باشم تنهاترین تنهای دنیا
رسم دیرینه عاشقا رو خوب ادا کردی… منظورم چیه؟
وفا در عشق را میگم که تو در حق عاشقت ادا کردی… بهت بر خورد!؟
تو به این تنها گذاشتنم چی میگی؟
قسمت و تقدیر لابد…یا شرو ور و هرچیز دیگه
ول کن تو رو خدا این حرفا رو دیگه خریداری نداره…
یه حرف تازه تر بگو…
بلد نیستی من بگم…
پس خوب گوش کن…
آرمانی که تو دلم داشتم بر آورده نشد…
آرزوی رسیدن به تو برای همیشه در دلم خاموش شد…
نمی دونم شاید هم حق با تو باشه و سرنوشتمون باید همین جوری رقم می خورد… باید بگم لعنت به این سرنوشت…
چه زود یادمون میره دوستیامون…
خدایش من که حسود نیستم تو خوشبخت بشی…
ولی دلم می خواست فراموشم نکنی…
من دوباره یه روز می بینمت اون روز چه جوری تو چشم من نگاه میکنی…؟
تو میدونی درد بی وفایی چیه؟ میدونم اگه ببینمت بی توجه از کنارم رد نمیشی…! آخه میدونم هیچوقت من کهنه نمیشم واست…
شاید دیگه نشناسی منو! تو یه عروسک دیگه داری که با احساساتش داری بازی میکنی…
عشق من عروسک جدید مبارک…
خدا کنه قدر اونو بدونی تا مثل من نشه… میدونم که میدونی قدرشو…
چون عشق پاک من تجربه خوبی برات بود…
من و تو باید تاوان عشق را پس بدیم…
من باید در سکوت لحظه ها بشکنم و صدای شکسته شدنم را جز خودم هیچ کس تا حالا نشنیده و نباید بشنوه…
می خوام حالا که رسوای عشق شدیم دیگه رو به خاموشی برم…
بعد دیگه آه و افسوس هم برات فایده نداره…
دیگه عشق واسم رنگ خاکستری شده…
دیگه رنگهای روشن عشق به سوی من نمی خوام بیاد…بعد رفتنت دوست ندارم کسی بعنوان مفهوم واقعی تو خلوت لحظه هام بیاد…
آخه همیشه تو در یادمی…با کل خاطراتت
می خوام تنها باشم تنهاترین تنهای دنیا
- ۵.۳k
- ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط