{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ازدواج اجباری

ازدواج اجباری

part : 13

ویو کوک

داشتم از ملودی و اون سینه های خوش فرمش لذت می‌بردم که گوشیم زنگ خورد .
چندتا فحش دادم و از ملودی دل کندم و گوشیم رو از جیب شلوارم درآوردم با دیدن شماره تهیونگ دوباره تو دلم یه فحش به تهیونگ دادم و از روی ملودی بلند شدم و رفتم بیرون ( کوک لباس پوشیده بود) گوشی رو جواب دادم .

کوک : ها چیه (عصبی)
تهیونگ: هوی چته وحشی سلامت رو خوردی (عصبی)
کوک : بگو چه مرگته دیگه
تهیونگ: سریع بیا باند زوددددد

و قطع کرد حتی منتظر نموند جواب بدم چندتا دیگه فحش دادم تا دلم خنک شه و سریع به سمت شرکت حرکت کردم ‌‌.


میدونم کمه دیگه ببخشید دخترا 🙃
دیدگاه ها (۲۰)

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷ویو: اتچند ساعت گذشته بود، ولی ه...

part ۱۹جینا: باشه باشه... چیزی نمیگمکوک: بهتره چیزی نگیاز کن...

شاگرد لوس من

فیک تهیونگ

پسر بد (55)

My dady پارت⑤_بد نیست+هییی چی میگی اون خوشگلترین دختر تو کلا...

شب تولدم پارت 16&: ات بیا بگو چیکار کنیم خب ات: نمیدونم جیمی...

#ارباب‌سنگدل #پارت_12ویوی تهیونگ : رفتم و بار اسلحه رو تحویل...

آغوش ممنوعه🚫🫂🌌#part17بعدم کامیار اومد دنبالمون و رفتیم رستور...

گل خونی 🥀پارت 48+ بیبی انقدر داد بیداد نکن وگرنه - بزارم زمی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط