{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💌

💌
کنار سفره که بودیم حرف مشهد شد
وزید بوی خراسان و ناگهان رد شد

دوباره یادِ غریبِ آشنا و شوق #حرم
و سیل ِ‌اشک که پشت پلکها سد شد

تمام بودنم آوار شد و یک لحظه
زمان برای عبور از خودش مردد شد

دو روز بعد بلیط و شروع یک پرواز
کبوترانه دلم بی قرار #گنبد شد

قطارِ اصفهان_#مشهد درست ساعت هشت
و ایستگاه که سرشار بوق ممتد شد

و چند ساعت دیگر به #صحن_آزادی
نگاهِ منتظرم گرم رفت و آمد شد

#السلام_علیک_یا_علی_بن_موسی_الرضا ..

التماس دعا ..
❤ ️مــاهــتــووون عـــســـل❤ ️
دیدگاه ها (۱)

کنار سفره که بودیم حرف مشهد شدوزید بوی خراسان و ناگهان رد شد...

وزید بوی خراسان و ناگهان رد شدکبوترانه دلم بی قرار گنبد شد ت...

وزید بوی خراسان و ناگهان رد شدکبوترانه دلم بی قرار گنبد شد ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط