اگر بی‌تابی من خاطرت را می‌کند محزون 

اگر بی‌تابی من خاطرت را می‌کند محزون 
غمت را مثل تیری از دل خون می‌کشم بیرون

تو هم شادابی‌ام را دیدی و هرگز نفهمیدی
که چون نیلوفری گل کرده‌ام در برکه‌ای از خون

در آغوش «وداعم» با‌تو و هر«بوسه‌ای» امشب
هجوم تلخی «معنا»ست بر شیرینی «مضمون»

کمر خم کرد هرکس برد بار عشق را بر دوش
«جوان»شد پیر،«گل» شد سربه‌زانو،«بید»شد مجنون

هدر شد مستی‌ام در یاد دیروز و غم فردا
بنوش از بادهٔ اکنون، خوشا اکنون، خوشا اکنون
دیدگاه ها (۲)

اگر بی‌تابی من خاطرت را می‌کند محزون غمت را مثل تیری از دل ...

عاشقانه

قلب پایینو هم رنگ لباس حامی کن 🫶 #حامیم

عاشق این دختره ام😍خیلی شیرینه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط