(شعری برای کورش پدر ایران )
(شعری برای کورش پدر ایران )
دیشب کنار باران ، از آسمان بریدم
تا صبحدم به یادت در کوچه ها وزیدم
انگار قطره ها هم دلبسته ی تو بودند
همراه نام کورش ، من آه می کشیدم
چندی نسیم بودی بی آن که خود بدانی
دزدانه از دو دستت هی بوسه می چشیدم
تا راه می گشودی همراه با تو بودم
در انعکاس حسنت من ناز می خریدم
ساعت به وقت سینه تنظیم روی دل بود
می دیدمت که هستی ، با عشق می تپیدم
تا آن که بار بستی از کوچه های ایران
نفرین به ساعتی که من دیر تر رسیدم
کورش شدی رها از این مردمان دل سنگ
در بیستون هجران جامه به تن دریدم
دیشب کنار باران ، از آسمان بریدم
کورش شدم ،کلاف ،تاریخ را تنیدم
منشوری از حقیقت دادم به مردم خود
با بالهای نیکی بر ذهنها پریدم
(دیدار عاشقان کورش در 7آبان از آرامگاه پدر ایران نشانه دلبستگی به فرهنگ پاک آریایی این مرز وبوم است)
دیشب کنار باران ، از آسمان بریدم
تا صبحدم به یادت در کوچه ها وزیدم
انگار قطره ها هم دلبسته ی تو بودند
همراه نام کورش ، من آه می کشیدم
چندی نسیم بودی بی آن که خود بدانی
دزدانه از دو دستت هی بوسه می چشیدم
تا راه می گشودی همراه با تو بودم
در انعکاس حسنت من ناز می خریدم
ساعت به وقت سینه تنظیم روی دل بود
می دیدمت که هستی ، با عشق می تپیدم
تا آن که بار بستی از کوچه های ایران
نفرین به ساعتی که من دیر تر رسیدم
کورش شدی رها از این مردمان دل سنگ
در بیستون هجران جامه به تن دریدم
دیشب کنار باران ، از آسمان بریدم
کورش شدم ،کلاف ،تاریخ را تنیدم
منشوری از حقیقت دادم به مردم خود
با بالهای نیکی بر ذهنها پریدم
(دیدار عاشقان کورش در 7آبان از آرامگاه پدر ایران نشانه دلبستگی به فرهنگ پاک آریایی این مرز وبوم است)
- ۸۸۰
- ۰۴ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط