{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاهین نجفی و نوید زردی - صانع

شاهین نجفی و نوید زردی - صانع

متن کُردی
دایه هسته بگری که وا شینم ده‌وه
دایه گیان فرمیسک خونینم ده‌وه
... گلی صد آرزوی ژین له‌خاکم خوتون
میدانی خه‌بات ره‌نگی خونی من بو

«ترجمه متن کردی:
مادر پاشو که گریه و زاری رو می‌خوام
مادر جان اشک‌های خونین می‌خوام
گُل صد آرزوی زندگی الان تو خاکم خوابیده‌اند
میدان نبرد و رستگاری با خون من رنگی شده است»

صانع تو تگرکی بودی از ابرها
وقتی داشت خشک می‌شد درخت سبز ما
تیشه زدی به ریشه‌ی این شب‌پرست‌ها
مال تو شد بیست و پنج بهمن ماه
خوش باشی پیش امیر و سهراب و ندا
تو کجا و کیهان و حسین بازجو کجا

دایه هسته بگری که وا شینم ده‌وه
دایه گیان فرمیسک خونینم ده‌وه
گلی صد آرزوی ژین له خاکم خوتون
میدانی خه‌بات ره‌نگی خونی من بو
به فرمیسکی گش و هشی دلت سوند
له ری خه‌باته که هیستا رشت‌راوه خوین
قیناکا خو لکن خوم سرم بلینده
روشتین له‌وی باشتر دلم پر له برین به
خو فروش نبوم بو کسک که نیوم نازانیه
ده‌زانی بو مردنی کس وک من آزا نیه
امن له کو کیهان و حسین بازجو له کو
صانع یک بار بو لای او به شرفانه نچو
نبم قوربانی مصلحتی شریعت‌مداری
بیبینم هلاوسراوه به سه داری
کوری کوردم شهیدی ره‌ی خه‌باتم
کوچی خونی پری باغ ولاتم
نبینم ره‌ش‌پوشه له سر تا پا توه
دنیا من و فرزادکه له بیر ناباتوه
شهید سبزمو بیر له‌شم له دوره
دایه اگه زو بجم هیشتی لم ببوره
بونی خونی داوه همیشه ریگای من
که خزم خویری له حرضیت ددا برای من
دایه کوریکت روی و کوریکت به دست گورگی
بشت برژانه دایکی مندالی کوردی

«ترجمه متن کُردی:
مادر پاشو که گریه وزاری رو می‌خوام
مادر جان اشک‌های خونین می‌خوام
امید صد آرزوی زندگی الان تو خاکم خوابیده‌اند
میدان نبرد و رستگاری با خون من رنگی شده است
به اشک غم‌آور و درد دلت سوخته‌ات قسم
در راه رستگاری است که الان خون ریخته شده است
اشکالی نداره لا اقل نزد خودم سرم بلنده
رفتن بهتر از این است که دلم پر از زخم‌ باشه
خود فروش نبودم برای کسی که اسمم را نمی‌دونه
خودت می‌دانی که چرا برای کشتن امثال من اینگونه قوی است
من کجا و کیهان و حسین بازجو کجا
صانع یک بار هم نزدیک این بی‌شرف‌ها نرفته
قربانی مصلحت شریعت مداری نمی‌شم
و آرزویم این است که سرش را بالای دار ببینم
پسر کُرد هستم و شهید راه رستگاری
خون با ارزش ریخته شده در وطنم
نبینم مادر که سیاه پوشیده باشی
دنیا منو فرزاد را فراموش نمی‌کند
شهید سبز هستم و راه آنرا دارم با اینکه جنازم دور است
مادر منو ببخش اگه زود ترکت کردم
راه من همیشه‌ی بوی خون داده
که آشنای نامرد و بی‌شرف تو رابه زمین می‌زند برادرم
مادر یه پسرت رفت و یه پسرت تو دست گرگ‌هاست
قسمت تو از دنیا دل سوختگی است که مادر بچه‌ی کرد هستی!»

"صانع تو تگرکی بودی از ابرها
وقتی داشت خشک می‌شد درخت سبز ما
تیشه زدی به ریشه‌ی این شب‌پرست‌ها
مال تو شد بیست و پنج بهمن ماه
خوش باشی پیش امیر و سهراب و ندا
تو کجا و کیهان و حسین بازجو کجا"

دایه هسته بگری که وا شینم ده‌وه
دایه گیان فرمیسک خونینم ده‌وه
گلی صد آرزوی ژین له‌خاکم خوتون
میدانی خه‌بات ره‌نگی خونی من بو
■
دیدگاه ها (۷)

عکسو بزرگ کن خوب نگاه کنخخخخخخخخخخخخخخخخخزنبور با کله خرخخخخ...

فقط یه ایرانی میتونه حین رانندگی و حتی سر نماز جواب اس ام اس...

خداییش قشنگ نیستاونایب که غم عشق دارن درک می کنن

ابسلوتabsolut

دایه  گیان دایه  گیان  بگری  له سه ر  خاکم  که وا  شینم  ده ...

دایه گیان بگری له سه ر خاکم که وا شینم ده وی زور بگ...

دایه گیان  دایه  گیان  بگری  له سه ر  خاکم  که وا  شینم  ده ...

دایهدایه گیان بگری له سه ر خاکم که وا شینم ده وێزۆر بگری دای...

دایهدایه گیان بگری له سه ر خاکم که وا شینم ده وێزۆر بگری دای...

چویکم فرمیسک چویکم خوینهجه رگمو سوتانگه ئاویه ر بی وینهئه مر...

دایه گیان!فرمیسه کانت بونی به هشتی خودای لی دیت و من دلته نگ...

ورته ورتی ئیواره بوو حه مه بچکولی بو یاخچی ،سه ری ما ند...

ئیواره بووحه مه بچکولی بو یاخچی ،سه ری ما ندووی دا خست بوو ل...

هه لالهده ول و زورنایه چه پله ریزانهبه زمی شادی وچوپی کیشانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط