رژیم بعث عراق، در تاریخ شانزدهم فروردین هزار و سیصدو پن

رژیم بعث عراق، در تاریخ شانزدهم فروردین هزار و سیصدو پنجاه و نه، آیت الله سیدمحمدباقر صدر و خواهرش بنت الهدی را دستگیر و به بغداد می برد. رئیس سازمان امنیت کشور عراق، آیت الله صدر را به مرگ تهدید می کند و از ایشان می خواهد که چند کلمه، علیه انقلاب اسلامی ایران بنویسد تا از مرگ نجات یابد. اما آیت الله صدر مخالفت کرده و می گوید: «من آماده شهادتم.» آن گاه این خواهر و برادر مجاهد و عالم را به شکنجه گاه می برند و به شهادت می رسانند. سرانجام در تاریخ نوزدهم فروردین هزار و سیصد وپنجاه و نه، در نیمه های شب جنازه آن دو شهید را به خانواده شان تحویل می دهند/ بنت الهدی، خواهر آیت الله شهید صدر که همواره، هم گام و دوشادوش شهید صدر، در راه زنده نگه داشتن اسلام، مبارزه می کرد، در پیامی شورانگیز چنین گفت

به خدا سوگند! من در آرزوی شهادت در راه خدا زنده ام. من تا زمانی که مطمئن هستم، کارم برای خداست، به راه خود ادامه خواهم داد؛ چه در این راه بمیرم و چه زنده بمانم، امّا شهادت آرزویی است که مُدام مرا به سوی خود می کشد. تا خدا چه خواهد.




راهشان پر ره رو و پایدار باد
دیدگاه ها (۱)

۴ مجاهدکشته شده در تصادف تجمعات #جهاد_خیابان_مشهد با دستور ح...

لعنت بر آن کودک خواران اپستینی و سهیونیستی.

رهبر شهید و شهدای ایران؛ جاودانگان عزت و شرافتدر سوگ رهبر شه...

معنی وحدت سکوت نیست.با سکوت کردن چطوری مردم بفهمند کی وطن فر...

🌷 زندگینامه شهید والامقام خورشید خلیلی 🌷بِسْمِ رَبِّ الشُّهَ...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

به یاد نادر مهدوی و همرزمانش شجاعش ❤️ ۱۱۶ مهر، سالروز شهادت ...

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش پایانی)

خسف | قصه بیست و هفتم: امام باقر (ع) (بخش پایانی)

سپاه: سیدحسن نصرالله زنده است و راهش در اوج شکوه و اقتدار اد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط