{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تقدیم به هم نفسِ مهربونم بورک نازم🫂🧿

تقدیم به هم نفسِ مهربونم بورک نازم🫂🧿
‍ بسم چشمانت که من را تا ابد بی تاب کرد
شد سرآغاز جنون و عاشقی را باب کرد

گفته بودم عاشقی کردن دگر از ما گذشت
چشمت از راه آمد و با خنده دقّ الباب کرد.  .

با طلوع حضرت چشمت غم از اوقات رفت
چشم هایت لحظه ها را جرعه هایی ناب کرد

من که بودم؟ من پس از تو آدمی دیگر شدم
موج دریای نگاه تو چه با مرداب کرد؟

درکلیسا، دِیر و مسجد حرف چشمان تو بود
چشم تو زیباپرستی را به دین ایجاب کرد

شاعر چشمش، اسیر یک نگاه و دیده دوست
چشم هایت شاعرت را صاحب القاب کرد

بسم چشمانت شروع و بسم چشمانت تمام
وصف چشمان تو اشعار مرا جذاب کرد...💐💞🌐

‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‍‌‌
دیدگاه ها (۰)

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌وهفتم: کسی که ماند---از مهمان‌خانه رف...

پیمان نقره ای

✦ اولین گناه ✦فصل اول: خانه‌ای که نفس نمی‌کشدباران به شیشه م...

#موکل_خطرناک_من#رمان_درخواستی پارت17ویو کوکدست‌ه...

تير مژگانت دلم را خسته كرد                 آتش چشمت مرا دلبس...

چندیست چشمانت مرا مهمانِ غم کردهراحت بگویم: چشم هایت عاشقم ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط