{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر نامت را میخوانم

آنقدر نامت را میخوانم
تا بند بند دلت
در لالایی چشمانم…به خواب رود
آنقدر دلت را مینویسم
تا واژگان آبی احساست
زمزمه ی دلم را فریاد زنند…
آنقدر زلال نگاهت را میستایم
تا آسمان چشمانت
سهم مرا در آغوش دیدار کشد…
میبینی!
من تمام تو را آنقدر در آغوش دل گرفته ام
که تنها با تو سیراب باران می شوم…
اینجا بوته های نمناک عشق
آنقدر تو را میخوانند…تا شکوفه باران شوند
به لمس دستانت.....خاص نفسم علیرضا
دیدگاه ها (۳۵)

آنقدر نامت را میخوانمتا بند بند دلتدر لالایی چشمانم...به خوا...

آنقدر نامت را میخوانمتا بند بند دلتدر لالایی چشمانم...به خوا...

آنقدر نامت را میخوانمتا بند بند دلتدر لالایی چشمانم...به خوا...

آنقدر نامت را میخوانمتا بند بند دلتدر لالایی چشمانم...به خوا...

آنقدر نامت را میخوانمتا بند بند دلتدر لالایی چشمانم...به خوا...

آنقـــــدر نامـــــت را میخـــــوانمتا بند بند دلـــــتدر لا...

آنقـــــدر نامـــــت را میخـــــوانمتا بند بند دلـــــتدر لا...

آنقـــــدر نامـــــت را میخـــــوانمتا بند بند دلـــــتدر لا...

آنقـــــدر نامـــــت را میخـــــوانمتا بند بند دلـــــتدر لا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط