{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آسمان آبی عرفان من چشمان توست

آسمان آبی عرفان من چشمان توست

اختر تابنده ی کیهان من چشمان توست

در حضور چشم هایت عشق معنا می شود

اولین درس دبیرستــان من چشمان توست

در بیابانی کـه خورشیدش قیامت می کند

سایبان ظهر تابستان من چشمان توست

در غـــزل وقتــی کـه از آیینه صحبت می شود

بی گمان انگیزه ی پنهان من چشمان توست

من پر از هیچــم پر از کفـرم پر از شرکم ولی

نقطه های روشن ایمان من چشمان توست

در شبستانــی کــه صد سودابــه حیران من اند

جام راز آلوده ی چشمان من ، چشمان توست

باز می پرسی که دردت چیست؟ بنشین گوش کن!

درد من ، این درد بــی درمــان من چشمــــان توست

محمد سلمانی
دیدگاه ها (۱)

هم از تو هیچ در این رهگذر نمی خواهم و هم حضور تو را ، مختصر ...

گفتم : بدوم تا تو همه فاصله ها را تا زودتر از واقعه گویم گله...

در نگاهت رنگ آرامش نمایان می شود آه می ترسم که دارد باز...

تمام مردم اگر چشمشان به ظاهر توست نگاه من به دل پاک و جان طا...

اختر تابنده ی کیهان من چشمان توستدر حضور چشم هایت عشق معنا م...

آسمان آبــی عرفــان من چشمان توستاختر تابنده ی کیهان من چشما...

آسمانِ آبیِ عرفانِ من چشمان توستاختر تابنده ی کیهان من چشمان...

آسمان آبــی عرفــان من چشمان توستاختر تابنده ی کیهان من چشما...

آسمان آبــی عرفــان من چشمان توستاختر تابنده ی کیهان من چشما...

آسمان آبــی عرفــان من چشمان توستاختر تابنده ی کیهان من چشما...

من پُر از هیچم ، پُر از کفرم ، پُر از شرکم ، ولینقطه های روش...

من پر از هیچــم... پر از کفـرم... پر از شرکم... ولینقطه های ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط