💜سناریو💜

💜سناریو💜

🤍وقتی می‌فهمن دوست پسر داری🤍(به عنوان پدر)

نامجون: چشمم روشن اگه از اول درس میخوندی اینجوری نمیشدی
(ادمین:نامجون جان چه ربطی داشت😐)(ادمین جان خفه شو😒)(ادمین:چشم😁)

جین:چییییییی؟یعنی از پدرت هندسام تره؟

شوگا:به عنم خو😑

جیهوپ:چرا تا حالا به من نگفتی😠

جیمین:به مامانت گفتی یا بگم؟😏

تهیونگ: به یونتان بگم بیاد پارت کنه😤

جونگ کوک:برام شیر موز درست کن تا به مامانت نگم😌
دیدگاه ها (۳)

دختر بابایی پارت شونزده

سناریووقتی بهشون میگی بابا شدینامجون: واوا واقعنیجین: عملیات...

#سناریو وقتی یونتان حالش بده وتو آبغوره میگیرینامجون : گریه ...

عه من دوباره اومدم 😂

سناریو وقتی میرید ایران و مامانت باهاشون ایرانی صحبت میکنه ن...

سناریو درخواستیوقتی داری پیانو میزنی و میبینن نامجون : از دو...

سناریو درخواستی وقتی اونا دارن ما رو نگاه میکنن و ما می‌فهم...

سناریو(درخواستی).... وقتی ازدواج میکنی به عنوان خواهرشوننامج...

سناریو وقتی مست برمیگردن خونهنامجون : اومم بیبیا.ت: تا الان ...

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط