{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دستی که بالهای مرا التیام داد

دستی که بالهای مرا التیام داد
من را به طوف گنبد خضرا کشیده است

او مهربانتر از پدرم قبل خلقتم
شصت وسه سال زحمت من را کشیده است

ما قوم و خویش آل عبا در قیامتیم
آقا عبای خود به سر ما کشیده است

ما را به دست فاطمه ی خود سپرده است
ما را دخیل چادر زهرا کشیده است

با گریه می رسد نسب ما به دخترش
او قطره را نواده ی دریا کشیده است

حالا کنار بستر او گریه می کنیم
با گریه های دختر او گریه میکنیم

فصل خزان عمر من آمد، بهار رفت
دستم شکست تا که ز کف زلف یار رفت

رفتی و مانده در بر زهرا لباس تو
با بوی پیرهن ز کفم اختیار رفت

همسایه ها به گریه من طعنه میزنند
همسایگی و رحم و مروت کنار رفت

دیگر کسی به خانه ما سر نمیزند
از خانواده ام سند اعتبار رفت

با رفتنت کأنّ حسینم ز دست رفت
با رفتن تو حرمت ایل و تبار رفت

تو دست و پا زدی و حسینم شکسته شد
شاید دلش به گودی یک نیزه زار رفت

بعد از تو پهلویم چقدر تیر میکشد
با چشم و صورتم، کمرم تیر میکشد
دیدگاه ها (۱)

دیدی رمضان رفته و پر باز نکردمتا خیمه گهِ سبز تو پرواز نکردم...

#رمضان

دیدی رمضان رفته و پر باز نکردمتا خیمه گهِ سبز تو پرواز نکردم...

هنوز هست به یادم که خبر می پیچدمیان خانه در شعله ور که می پی...

✳️السَّلامُ عَلَیْکَ یَا بَابَ اللَّهِ ... ✳️از بعد ماجرای ...

عزیز فاطمه ای مهربان بی همتا! دوباره سائلی آمد، درِ حرم بگشا...

عزیز فاطمه ای مهربان بی همتا! دوباره سائلی آمد، درِ حرم بگشا...

#پیامک4#فاطمیهشهادت حضرت فاطمه علیها السلام#ویژه_کانال_وگروه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط