اين زن حواسِ درستى ندارد!
اين زن حواسِ درستى ندارد!
هر صبح، چاى در دو فنجان میريزد،
بلند بلند شعر مى خوانَد...
و گُمان میكند...
تو دوستش دارى...!♥️🫂
#برای_تو_که_میدانم_میخوانی
شب که از راه میرسد، تمام صداهای دنیا جای خود را به سکوتی عمیق میدهند؛ همان سکوتی که در آن، یاد تو روشنترین جرقهی هستی میشود.
همیشه فکر میکردم عشق، حادثهای بزرگ در زمانی مشخص است. اما حالا میدانم عشق، زنجیرهای از همین لحظههای کوچک و بیصداست: در آرامش نگاهت، در طنینِ دلنشین نامم وقتی از لبان تو شنیده میشود، و در حسِ غریبِ امنیت وقتی دستهایت را در دست میگیرم.
گاهی به این فکر میکنم که آدمها چقدر فرصت کوتاه و ناچیزی برای زیستن دارند. در میان این همه رفتن و نماندن، پیدا کردن کسی که نبضِ دلت با نفسهای او هماهنگ شود، شاید همان تنها معجزهای باشد که به رنجِ این زندگی میارزد. تو برای من، همان سهمِ کوچک اما بینهایت از معجزه هستی.
دستت را در دستم بگذار؛ بگذار زمان هرچقدر میخواهد بگذرد. وقتی کنار توام، من تمامِ ابدیت را یکجا زیستهام...
#دلنوشته_خاص
#حرفهای_عاشقانه
#عین_شین_قاف
#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
هر صبح، چاى در دو فنجان میريزد،
بلند بلند شعر مى خوانَد...
و گُمان میكند...
تو دوستش دارى...!♥️🫂
#برای_تو_که_میدانم_میخوانی
شب که از راه میرسد، تمام صداهای دنیا جای خود را به سکوتی عمیق میدهند؛ همان سکوتی که در آن، یاد تو روشنترین جرقهی هستی میشود.
همیشه فکر میکردم عشق، حادثهای بزرگ در زمانی مشخص است. اما حالا میدانم عشق، زنجیرهای از همین لحظههای کوچک و بیصداست: در آرامش نگاهت، در طنینِ دلنشین نامم وقتی از لبان تو شنیده میشود، و در حسِ غریبِ امنیت وقتی دستهایت را در دست میگیرم.
گاهی به این فکر میکنم که آدمها چقدر فرصت کوتاه و ناچیزی برای زیستن دارند. در میان این همه رفتن و نماندن، پیدا کردن کسی که نبضِ دلت با نفسهای او هماهنگ شود، شاید همان تنها معجزهای باشد که به رنجِ این زندگی میارزد. تو برای من، همان سهمِ کوچک اما بینهایت از معجزه هستی.
دستت را در دستم بگذار؛ بگذار زمان هرچقدر میخواهد بگذرد. وقتی کنار توام، من تمامِ ابدیت را یکجا زیستهام...
#دلنوشته_خاص
#حرفهای_عاشقانه
#عین_شین_قاف
#Setareh_baroon
#Hamisheh_sabz
#Mistress_of_the_Moon
- ۸.۴k
- ۲۶ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط