{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بسم رب الشهدا و الصدیقین

بسم رب الشهدا و الصدیقین

آخــــــرین باری که می رفت جــــــبهه بدرقه اش کردم
وقت رفتن خواستم صــــورتش را ببوسم ، که ریکی صداش کرد ســـــرش رو برگردوند سمت صدا ، نا خود آگاه به جای صورتش ، پشت گـــــردنش رو بوسیدم
پیکرش رو که آوردند رفتم بالای سرش ..
دیدم تـــــر کش خورده به گردنش
درست همون جایی که بوســــــیده بودم ..
مادرش تعریف میکرد ..

شهید مصطفی پیش قدم


http://line.me/ti/p/%40yck0500m


https://telegram.me/shahidan313gomnam

#شهدا
دیدگاه ها (۱)

آخــــــرین باری که می رفت جــــــبهه بدرقه اش کردم وقت رفتن...

آخــــــرین باری که می رفت جــــــبهه بدرقه اش کردموقت رفتن ...

بسم رب الشهدا و الصدیقینداشتم باهاش حرف میزدم که نگاهش خورد ...

بسم رب الشهدا و الصدیقین🌷 #مـعـرفـی_شــهــداشهید عبدالمطلب ا...

بسم رب الشهدا و الصدیقین🌷 #مـعـرفـی_شــهــداشهید عبدالمطلب ا...

بسم رب الشهدا و الصدیقین🌷 #مـعـرفـی_شــهــداشهید عبدالمطلب ا...

بسم رب الشهدا و الصدیقیناینم طنز جبهه خدمت شما عزیزانیک قناس...

شعید

بسم رب الشهدا و الصدیقینکاباره صبح یکی از روزها با هم به" کا...

سردار کاپیتان همسو با معاندین. #تجمعات #مطالبه_گری #قالیشاه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط