غزل جوانه می زند به لطف یک نگاه تو

غزل جوانه می زند به لطف یک نگاه تو
و من سکوت می کنم به احترام آه تو...

شب از نگاه روشنت ستاره ریخت بر زمین...
سحر که سر نمی زند ز شرم چشم ماه تو

تو لحظه ای که بنگری به چهره فرشته ات
فرشته عهد می کند که خط زند گناه تو...

نگاه پر تلاطمت نصیب چشم من نشد...
هنوز چشم بسته ام به گرد وخاک راه تو

تو در وجود شعر من همیشه تازه مانده ای
منم که کهنه می شوم و می شوم تباه تو...

تو هم به خاطر دلم دوباره آه می کشی
و من سکوت می کنم به احترام آه تو...
F
دیدگاه ها (۴)

شــبانه های بی تو را، همیشه آه میکشمبه من نگو غزل غزل، چـرا ...

عاشقانه های شبنم

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش اول_ گر عشق تو مارا به جهنم بکشدمشتاق عذاب...

«بعضی شعرها را که می‌خوانی، انگار کسی از پشتِ پرده‌های غبارآ...

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

مادر فرشته و زیبای من همیشه در قلب منی

پارت ۳۴

با احترام به آن چیزی که کاش داشتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط