{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دل من چیزی است مثل یک بیشه نور مثل خواب دم صبح

در دل من چیزی است مثل یک بیشه نور مثل خواب دم صبح
و چنان بی تابم که دلم می خواهد
بدوم تا ته دشت بروم تا سر کوه
دورها آوایی است که مرا می خواند

 ***شاید آن روز که سهراب نوشت :
 تا شقایق هست زندگی باید کرد

 خبری از دل پر درد گل یاس نداشت
باید اینجور نوشت ،

هر گلی هم باشی چه شقایق چه گل پیچک و یاس
زندگی اجباریست***
دیدگاه ها (۱)

🩵🤍 #تابستان است سایه ها میدانندکه چه تابستانیستمهربانی هست س...

قایقی خواهم ساخت ..

وطن، هویت، ایمان، فرهنگ و همه آنچه نشان و نشانه ایرانی‌بودن ...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

خسف | قصه سی و یکم: میراث رضا (ع) (بخش پایانی)

$-The Fairy's - Monster's wrong love-$👒Part 3 👒آن روز فرا رس...

Part:2🕸لوسا مثل یک کَنه به یونگی چسبیده بود هرگاه او از خانه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط