زندگی نامه ونگوگ:)

اما ونگوگ زیاد توی پاریس نموند. از پاریس به «آرل» در جنوب فرانسه رفت. طبیعت «آرل» با آفتاب درخشان و رنگ های سیراب و دل انگیز و گل و گیاه فراوان برای ونگوگی که توی هوای نمناک و گرفته هلند بزرگ شده بود مثل بهشت بود.خوشحالی ونسان از رسیدن به همچین منظره ای حد نداشت. اونجا اتاقی گرفت و نقاشی رو شروع کرد. مناظر بی نظیر «آرل» خرمن های گندم، راه های پیچان دهکده، درختان پرشکوه، سروهای شاداب، زنان آرل، و میز و صندلی چوبی و محقر خودش موضوع نقاشی های اون بود. معمولا توی فضای باز و به خصوص توی نیمروز که تابش آفتاب از همه وقت تندتر بود، نقاشیاش رو میکشید. ونگوگ دیوونه ی رنگ بود!
شاید باورتون نشه ولی ایشون در طول روز تقریبا 14 تا17 ساعت رو صرف نقاشی کردن میگذرونده(((((:
احتمالا میدونین که ونگوگ نامه های زیادی براس برادرش میفرستاده. و توی اونا خیلی از نقاشی و رنگ ها تعریف های شاعرانه ای میکرده. خلاصه که آره..
2/6
دیدگاه ها (۰)

مجموعه گلهای آفتابگردان ونگوگ

زندگی نامه ونگوگ:)

بابا تانگی اثر ونسان ونگوگ

اثری از ونسان ونگوگ

زندگی نامه ونگوگ:)

شب پرستاره برفراز رود رن ونسان ون گوگ

زندگی نامه ونگوگ:)

معرفی کتاب ونسان و تئو

اثری از ونگوگ

زندگی نامه ی یورو پارت۱یک شب طوفانی توی دهکده ی شمشیر سازی ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط