{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کند

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کند
هر دلی را روزگاری عشق ویران می‌کند

ناگهان می‌آید و در سینه می‌لرزد دلم
هرچه جز یاد تو را با خاک یکسان می‌کند

با من از این هم دلت بی‌اعتناتر خواست، باش!
موج را برخورد صخره کِی پشیمان می‌کند؟

مثل مادر، عاشق از روز ازل حسرت‌کِش است
هرکسی او را به زخمی تازه مهمان می‌کند

اشک می‌فهمد غم افتاده‌ای مثل مرا
چشم تو از این خیانت‌ها فراوان می‌کند

عاشقان در زندگی دنبال مرهم نیستند
درد بی‌درمان‌شان را مرگ درمان می‌کند

سعید.......
دیدگاه ها (۳)

در دل، دردیست از تو پنهان که مپرس / تنگ آمده چندان دلم از جا...

دوستي شايد عشق است که ميسازدو ميسوزد و شايد ترانه ايست که هر...

زرد است كه لبريز حقايق شده است تلخ است كه با درد موافق شده ا...

آ نکه پر طاوس خواهد جور هندوستان باید کشید...عشق همچنان...

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کندهر دلی را روزگاری عشق و...

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کندهر دلی را روزگاری عشق و...

مثل گیسویی که #باد آن را #پریشان می‌کند هر دلی را روزگاری #ع...

#گیسوی_پریشانمثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کندهر دلی را ...

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می کند ...

#مثل‌گیسویی‌که‌باد‌آن‌را‌پریشان‌می‌کندهر دلی را روزگاری عشق ...

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کندهر دلی را روزگاری عشق و...

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کند هر دلی را روزگاری عشق...

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کند هر دلی را روزگاری عشق ...

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می‌کندهر دلی را روزگاری عشق و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط