عباس جان!

عباس جان!
ببین!
این حسین توست که به میدان میرود...
این حسین توست که دیگر یاوری ندارد...
این حسین توست با لب های ترک خورده...
این حسین توست میان چنگال گرگ های کوفه...
این حسین توست تکیه زده بر نیزه ی بی کسی...
این حسین توست رو به علقمه ندای غربت میدهد...
بلند شو عباس جان!
حسینت تنها مانده...
.
رفیق با وفا!
ببین!
این مهدی شماست با ۱۱۸۵ سال غربت...
این مهدی شماست با گریه های صبح و شام...
این مهدی شماست با دل خون و غم دائم...
این مهدی شماست با بی یاوری...
این مهدی شماست که از بی غیرتی ما میان زندان غیبت مانده...
بلند شو عباس جان!
مهدی تنهاست...
.
به یاد ضجه های بلندت میان گودال قتلگاه ...
به یاد دل پاره پاره ات برای غربت اباعبدالله (سلام الله علیه)...
به یاد خودت که تمامی حسین بودی و حسین و حسین....
به ضجه های بلند
به فریادهای رسا
به باران اشک چشم
به سوز دل و شراره جگر
میخوانیم:
یا رب الحسین بحق الحسین اشف صدر الحسین بظهور الحجة...
.
#دلنوشته_مهدوی
دیدگاه ها (۱)

السلام علیک یا بنت امیرالمومنین یاعقیله بنی هاشم

‼️ #تاریخ بدجور قضاوت خواهد کرد!✍ حتی تصوّرش نیز #شرم دارد ک...

به یاد همون بچه هایی که امروز به جای اینکه بشینن روی نیمکت ه...

اگر عاشقی بنویس یا حسین

مژده‌ای در راه است...وقتی رهبر معظم انقلاب از «قدرت اول دنیا...

تاکسی اصفهان تاکسی وحدتتریبونی برای روشنگری و مطالبه‌گری مرد...

سروده‌ی «باید برخاست» با مداحی محسن محمدی پناه نمونه‌ای از پ...

به یاد نادر مهدوی و همرزمانش شجاعش ❤️ ۱۱۶ مهر، سالروز شهادت ...

محبوبم:سلام به شما از گوشه ی تنهایی من که دیشب در یکی از نیم...

خسف | قصه بیست و چهارم: عاشورا (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط