{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه وقتهایی هست که از فکر کردن خسته میشی ...

یه وقتهایی هست که از فکر کردن خسته میشی ...
از اینکه هرچی با خودت کلنجار میری به جایی نمیرسی ...
از فکر کردن به آینده نا معلوم ...
اینجاست که سر درگم میشی...
نمیدونی چیکار کنی ، همه چیز و به قسمت میسپاری و به خدات توکل میکنی، خدایا میدونم کمکم میکنی ...
دوستت دارم خدایم ...

#shayda
دیدگاه ها (۵۹)

Which onepart 18س. خب حالا ‌که آخر شبه پایه و کسی هم داخل خی...

★ازدواج من و بابات؟...p²تو راه رفتن به خونه بودم که ماشینی ج...

My lovely neighbor part : 50

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 8بسرعت لباسش رو پوشی...

شب تولدم فصل 3پارت11جونگ کوک: با بچه که طرف نیستی با مافیا ط...

P21۲روز از روزی که آچا و سوسی باهم دیدار کرده بودن می‌گذشت،د...

کسخلان گروگان

[•] عمارت عشق [•] part: 17_«با خودت چی فکر کردی هر*زه؟!؟!» +...

part47. . چند ساعت آینده همشون مشغول شنا کردن بودن و چندباری...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط