{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خداوندا

خداوندا
بر لبانم سایه ای از پرسشی مرموز
در دلم دردیست بی آرام و هستی سوز
راز سرگردانی این روح عاصی را
با تو خواهم در میان بگذاردن امروز
گر چه از درگاه خود می رانیم
اما
تا من اینجا بنده تو آنجا خدا باشی
سرگذشت تیره من سرگذشتی نیست
کز سرآغاز و سرانجامش جدا باشی
دیدگاه ها (۱)

بر لبانم سایه ای از پرسشی مرموز در دلم دردیست بی آرام و هستی...

گر چه از درگاه خود می رانیم ، اما.. !تا من اینجا بنده ، تو آ...

بر لبانم سايه ای از پرسشی مرموز در دلم درديست بی آرام و هستی...

گر چه از درگاه خود می رانیم ،اما.. !تا من اینجا بنده ، تو آن...

بر لبانم سایه ای از پرسشی مرموزدر دلم دردیست بی آرام و هستی ...

دانم از درگاه خود میرانیم اما، تا من اینجا بنده، تو آنجا خدا...

از تنگنای محبس تاریکی،از منجلاب تیره این دنیابانگ پر از نیاز...

.از تنگنای محبس تاریکی از منجلاب تیره این دنیا بانگ پر از نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط