مولانا...شعر انسانم ارزوست
شعر معروف مولانا
***( انسانم ارزوست)***
بنمای رخ که باغ وگلستانم ارزوست!
بگشای لب که قند فراوانم ارزوست!
ای افتاب حسن!درون ا دمی زابر!
کان چهره مشعشع تابانم ارزوست!
بشنیدم ازهوای تو اواز طبل باز.
بازامدم که ساعد سلطانم ارزوست!
گفتی زناز بیش مرنجان مرا برو!
ان گفتنت که بیش مرنجانم ارزوست!
وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نبست!
وان نازوبازو تندی دربانم ارزوست!
دردست هرکی هست زخوبی قراضه هاست!
ان معدن ملاحت وان کانم ارزوست!
این نان و اب و چرخ چوسیل ست بی وفا!
من ماهیم!نهنگ عمانم ارزوست!
یعقوب وار وااسفا همی زنم!
دیدار خوب یوسف کنعانم ارزوست!!
والله که شهر بی تو مرا حبس شود!
اوارگی و کوه و بیابانم ارزوست!
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت!!
شیر خدا ورستم دستانم ارزوست!!
جانم ملول گشت زفرعون وظلم او!
ان نور روی موسی عمرانم ارزوست!
زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول!
ان های وهوی ونعره مستانم ارزوست!
گویاترم زبلبل اما زرشک عام!!
مهرست بر دهانم و افغانم ارزوست.
دی شیخ روز با چراغ همی گشت گرد شهر!
کزدیو دد ملولم وانسانم ارزوست!
گفتند یافت می نشود جسته ایم ما گفت!
ان که یافت می نشود انم ارزوست!
هرچندمفلسم نپذیرم عقیق خرد!
کان عقیق نادر ارزانم ارزوست!
پنهان زدیدها همه دیدها ازاوست!
ان اشکار صنعت پنهانم ارزوست!
خود کار من گذشت زهرارزو واز!
ازکان ازمکان پی ارکانم ارزوست!
گوشم شنید قصه ایمان ومست شد!
کو قسم چشم صورت ایمانم ارزوست!
یک دست جام باده ویک دست جعد یار!
رقصی چنین میانه میدانم ارزوست!
می گوید ان رباب که مردم زانتظار!
دست وکنارو زخمه عثمانم ارزوست!!
THE.....END.....marde.khoda.♥️♥️♥️🌷🌷🌷🌷🌷
***( انسانم ارزوست)***
بنمای رخ که باغ وگلستانم ارزوست!
بگشای لب که قند فراوانم ارزوست!
ای افتاب حسن!درون ا دمی زابر!
کان چهره مشعشع تابانم ارزوست!
بشنیدم ازهوای تو اواز طبل باز.
بازامدم که ساعد سلطانم ارزوست!
گفتی زناز بیش مرنجان مرا برو!
ان گفتنت که بیش مرنجانم ارزوست!
وان دفع گفتنت که برو شه به خانه نبست!
وان نازوبازو تندی دربانم ارزوست!
دردست هرکی هست زخوبی قراضه هاست!
ان معدن ملاحت وان کانم ارزوست!
این نان و اب و چرخ چوسیل ست بی وفا!
من ماهیم!نهنگ عمانم ارزوست!
یعقوب وار وااسفا همی زنم!
دیدار خوب یوسف کنعانم ارزوست!!
والله که شهر بی تو مرا حبس شود!
اوارگی و کوه و بیابانم ارزوست!
زین همرهان سست عناصر دلم گرفت!!
شیر خدا ورستم دستانم ارزوست!!
جانم ملول گشت زفرعون وظلم او!
ان نور روی موسی عمرانم ارزوست!
زین خلق پرشکایت گریان شدم ملول!
ان های وهوی ونعره مستانم ارزوست!
گویاترم زبلبل اما زرشک عام!!
مهرست بر دهانم و افغانم ارزوست.
دی شیخ روز با چراغ همی گشت گرد شهر!
کزدیو دد ملولم وانسانم ارزوست!
گفتند یافت می نشود جسته ایم ما گفت!
ان که یافت می نشود انم ارزوست!
هرچندمفلسم نپذیرم عقیق خرد!
کان عقیق نادر ارزانم ارزوست!
پنهان زدیدها همه دیدها ازاوست!
ان اشکار صنعت پنهانم ارزوست!
خود کار من گذشت زهرارزو واز!
ازکان ازمکان پی ارکانم ارزوست!
گوشم شنید قصه ایمان ومست شد!
کو قسم چشم صورت ایمانم ارزوست!
یک دست جام باده ویک دست جعد یار!
رقصی چنین میانه میدانم ارزوست!
می گوید ان رباب که مردم زانتظار!
دست وکنارو زخمه عثمانم ارزوست!!
THE.....END.....marde.khoda.♥️♥️♥️🌷🌷🌷🌷🌷
- ۹.۵k
- ۱۸ خرداد ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط