من شبیه عاشقی هستم که پروانه نبود
من شبیه عاشقی هستم که پروانه نبود
شمع بودم، جای این آتش که در خانه نبود
گرچه با گرمی عشق تو فروزان شد دلم
بین شمع و آتشت ربطی صمیمانه نبود
دیدمت هربار اشکی روی صورت شد روان
قطره قطره نیست شد مقصود ویرانه نبود
کور کردم شمع را آسوده پر وا میکنی
شاپرک بال ظریفی داشت، افسانه نبود
خواستی مستم کنی با چشم شهلایت ولی
گرچه چشم تو می است اما چو میخانه نبود
آری اما عاشقت گشتم زجان افزون تری
عشق مجنون میکند آن را که دیوانه نبود
شمع بودم، جای این آتش که در خانه نبود
گرچه با گرمی عشق تو فروزان شد دلم
بین شمع و آتشت ربطی صمیمانه نبود
دیدمت هربار اشکی روی صورت شد روان
قطره قطره نیست شد مقصود ویرانه نبود
کور کردم شمع را آسوده پر وا میکنی
شاپرک بال ظریفی داشت، افسانه نبود
خواستی مستم کنی با چشم شهلایت ولی
گرچه چشم تو می است اما چو میخانه نبود
آری اما عاشقت گشتم زجان افزون تری
عشق مجنون میکند آن را که دیوانه نبود
- ۲.۱k
- ۱۵ خرداد ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۴۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط