دکترم تجویز کرده شعردرمانی کنم

دکترم تجویز کرده شعردرمانی کنم
روبروی چشمهای تو غزلخوانی کنم

شعر فروردینی و اردیبهشتی منع کرد
گفته باید نسخه را پاییز و آبانی کنم

او خودش تاکید کرده محضر چشمان تو
دیده را وقت سرودن خیس و بارانی کنم

تا که من بهره برم از گرمی آغوش تو
یک به یک این قافیه ها را زمستانی کنم

گفته باید سرزده راهی شوی در خانه ام
من تو را بی دعوتی دعوت به مهمانی کنم

یک غزل کافی ست آن را سر ببرم بهر تو
من همان یک رأس را پای تو قربانی کنم

گفته باید روبروی تو بریزد خون او
قبله ام یعنی شوی تو ، نامسلمانی کنم

پس بیا ای قبله ی من تا بخوانم یک دعا
روبروی چشمهای تو غزلخوانی کنم

؟؟
دیدگاه ها (۲)

دکترم تجویز کرده شعردرمانی کنمروبه روی چشمهای تو غزلخوانی کن...

دکترم تجویز کرده شعردرمانی کنمروبه روی چشمهای تو غزلخوانی کن...

دکترم تجویز کرده شعردرمانی کنمروبه روی چشمهای تو غزلخوانی کن...

دکترم تجویز کرده شعردرمانی کنمروبه روی چشمهای تو غزلخوانی کن...

دکترم تجویز کرده شعردرمانی کنم روبه روی چشمهای تو غزلخوانی ک...

دکترم تجویز کرده شعر درمانی کنمروبه روی چشمهای تو غزلخوانی ک...

دکترم تجویز کرده شعر درمانی کنمروبه روی چشمهای تو غزلخوانی ک...

دکترم تجویز کرده شعر درمانی کنمروبه روی چشمهای تو غزلخوانی ک...

دکترم تجویز کرده شعر درمانی کنمربروی چشمهای تو غزلخوانی کنمش...

دکترم تجویز کرده شعر درمانی کنمرو به روی چشم‌های تو غزلخوانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط