{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"مردی از دیوانه ئی پرسید

"مردی از دیوانه ئی پرسید
اسم اعظم خدا را می دانی
دیوانه گفت :
نام اعظم خدا نان است اما این را جایی نمی توان گفت!
مرد گفت:
نادان شرم کن،چگونه نام اعظم خدا نان است ؟
دیوانه گفت :
در قحطی نیشابور چهل شبانه روز می گشتم، نه هیچ جایی صدای اذان شنیدم و نه درب هیچ مسجدی را باز دیدم ، از آنجا بود که دانستم نام اعظم خدا و بنیاد دین و مایه اتحاد مردم نان است ."

مصیب نامه عطار _عطار نیشابوری
دیدگاه ها (۱)

"وقتی آدم ها شما را ترک می کنند مانعشان نشوید ،شما با کسانی ...

"من تمنا کردم که تو با من باشیو تو گفتی هرگز هرگزپاسخی سخت و...

"وقتی در انتخاب «تو» یا «شما» شک دارید، بهتر است که ضمیر «شم...

"همه مان افرادی معمولی هستیم. خسته کننده ایم. شگفت انگیزیم. ...

مردی از دیوانه ای پرسید نام اعظم خدا را می دانی ؟ دیوانه گفت...

مردی از دیوانه ای پرسید: اسم اعظم خدا را میدانی؟دیوانه گفت: ...

مردی از دیوانه ای پرسید :نام اعظم خدا را می دانی ؟ دیوانه گف...

مردی از دیوانه ای پرسید :نام اعظم خدا را می دانی ؟ دیوانه گف...

64645 سارا:مردی از دیوانه ای پرسید ...اسم اعظم خدا را می دان...

- مردی از دیوانه ای پرسید :نام اعظم #خدا را میدانی ؟ دیوانه ...

64645 اتوسا:مردی از دیوانه ای پرسید ...اسم اعظم خدا را می دا...

📖#سخنان_زیبامردی از دیوانه ای پرسید؛ اسم اعظم خدا را می دانی...

مردی از دیوانه ئی پرسیداسم اعظم خدا را می دانیدیوانه گفت :نا...

حکایت و داستانمردی از دیوانه ای پرسید: اسم اعظم خدا را می دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط