مردی از دیوانه ای پرسید
مردی از دیوانه ای پرسید
نام اعظم خدا را می دانی ؟
دیوانه گفت نام اعظم خدا
" نان " است ،
اما این را جایی نمی توان گفت !
مرد گفت ؛ نادان شرم کن ،
چگونه نام اعظم خدا نان است ؟
دیوانه گفت :
در قحطی نیشابور ،
چهل شبانه روز می گشتم ،
نه در هیچ مکانی صدای اذانی شنیدم ،
و نه هیچ مسجدی را گشاده یافتم ،
آنجا بود که دانستم نام اعظم خدا
و بنیاد دین و مایه اتحاد مردم
" نان " است .
عطار نیشابوری
نام اعظم خدا را می دانی ؟
دیوانه گفت نام اعظم خدا
" نان " است ،
اما این را جایی نمی توان گفت !
مرد گفت ؛ نادان شرم کن ،
چگونه نام اعظم خدا نان است ؟
دیوانه گفت :
در قحطی نیشابور ،
چهل شبانه روز می گشتم ،
نه در هیچ مکانی صدای اذانی شنیدم ،
و نه هیچ مسجدی را گشاده یافتم ،
آنجا بود که دانستم نام اعظم خدا
و بنیاد دین و مایه اتحاد مردم
" نان " است .
عطار نیشابوری
- ۱.۷k
- ۱۹ آبان ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط