کوه را طاقت نباشد ، عشق پنهان مرا

کوه را طاقت نباشد ، عشق پنهان مرا
عاشقم من عاشقم ، مشکن تو ایمان مرا

ای که با افسونگری، آتش به جانم می زنی
یک نظربا ما نشین، بستان همه جان مرا

کوه صبرم در فراغت، لیک از داغ غمت
غصه ها دارم به دل، برکن تو بنیان مرا

خم شده این قامتم از بس کشیدم بارغم
داغ هجرانت کنون پر کرده دامان مرا

شعله ای افکند در جانم چنان آن رفتنت
عاقبت می گیرد آ هم از تو، تاوان مرا

دل سپردم من به چشمان تو، اما بیخبر
ساده بگذشتی زمن ،بردی تو سامان مرا
دیدگاه ها (۳)

عاشقانه های شبنم

کوه را طاقت نباشد ، عشق پنهان مراعاشقم من عاشقم ، مشکن تو ...

کوه را طاقت نباشد ، عشق پنهان مراعاشقم من عاشقم ، مشکن تو ...

کوه را طاقت نباشد ، عشق پنهان مراعاشقم من عاشقم ، مشکن تو ای...

. کوه را طاقت نباشد ، عشق پنهان مراعاشقم من عاشقم ، مشکن ت...

کوه را طاقت نباشد ، عشق پنهان مراعاشقم من عاشقم ، مشکن تو ...

کوه را طاقت نباشد ، عشق پنهان مراعاشقم من عاشقم ، مشکن تو ...

کوه را طاقت نباشد ، عشق  پنهان  مراعاشقم من عاشقم ، مشکن تو ...

زیر خاکستر ذهنم باقیست ، آتشی سرکش و سوزنده هنوز یادگاریست...

زیر خاکستر ذهنم باقی ست ،آتشی سرکش و سوزنده هنوزیادگاری ست ز...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط