{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه گوشه ای از این شهریه سری آدم هست,ـآدمهایی مثل من...خست

یه گوشه ای از این شهریه سری آدم هست,ـآدمهایی مثل من...خسته از لحظه هایی مثل قبل...خسته از فردای شکل دیروز...خسته از آدمها و زندگی خشک و بی روح...من از یه نسل دیگم...صدای گلوله ها تو گوشم واسم لالایی خوندن...تو شکم ننم صدای جیغ وداد زیاد شنیدم باصدای بمب و موشک...تو بیست وچند سال عمرم, آدمهارو باهم ندیدم...یا جلوی هم بودن یا روی هم...اونا همش در حال جنگ بودن...حتی وقت خواب, توی شب ,روی تخت...
دیدگاه ها (۳۰)

من وقتی مرد شدم , که پر درد شدم...ظاهر آدما خوب ولی همه تو ز...

چیست فرق آدمی با جانور؟ تاکه می نازد به خوداززآن بشر... آدم...

درد می کشم ، درد... هم تلخ است هم ارزان... هم گیراییش بالاست...

حرف های دلم را هرگز کسی نمیفهمد... فقط روزی مورچه ها خواهند...

پارت: 8 (بخش1) زاویه دید: هیزلبوی پیاز داغ سوخته و مایع ظرفش...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۷: شب اول، بدون تاج و تختخونه‌ی ساحلی کوچ...

I can be myself with himPart⁶⁴پسرا اومدن..با دیدن بچه ی بغل ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط