در بیابان خار اگر در پای مجنون می رود

در بیابان خار اگر در پای مجنون می رود
جوی خون از دیده لیلی به هامون می رود

برنمی گردد به ساغر می چو شد جزو بدن
کی ز خاطر یاد آن لبهای میگون می رود؟

گر نه از خلوت شود اسرار حکمت منکشف
چون می نارس چرا در خم فلاطون می رود؟

گردن افرازی به اوج اعتبار از عقل نیست
کرسی دار از ته پا زود بیرون می رود

می شود عالم سیه صائب به چشم مهر و ماه
گر به این دستور آه ما به گردون می رود
دیدگاه ها (۲)

در بیابا خار اگر در پای مجنون میرودجوی خون از دیده ی لیلا به...

یک شبی مجنون به خلوت گاه رازگفت ای پروردگار بی نیازنام من قی...

شهره ی عشقم، چو مجنون در بیابان نیستم اخگر دل‌زنده‌ام، محتاج...

#احساسِ‌قلنبه... ‌در من احساسی قُلنبه‌شده انگار پشتِ در گیر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط