{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#داستان_کوتاه

#داستان_کوتاه

پسری با اخلاق و نیک سیرت، اما فقیر به خواستگاری دختری میرود...

پدر دختر گفت:
تو فقیری و دخترم طاقت رنج و سختی ندارد، پس من به تو دختر نمیدهم...!!
پسری پولدار، اما بدکردار به خواستگاری همان دختر میرود، پدر دختر با ازدواج موافقت میکند و در مورد اخلاق پسر میگوید:
انشاءالله خدا او را هدایت میکند...!

دختر گفت:
پدر جان؛ مگر خدایی که هدایت میکند، با خدایی که روزی میدهد فرق دارد؟
دیدگاه ها (۱)

𝕯𝖗𝖊𝖆𝖒 𝖜𝖎𝖙𝖍 𝖒𝖊⁴شَب هَمهِ ما یِڪی بود، اَما تاریڪی هایِمان فَر...

پسری با اخلاق و نیک سیرت، اما فقیر به خواستگاری دختری میرود....

پسری با اخلاق و نیک سیرت، اما فقیر به خواستگاری دختری میرود....

حکایت دوم:پسری با اخلاق و نیک سیرت، اما فقیر به خواستگاری دخ...

#رزق_و_روزی_و_ازدواجپسری با اخلاق و نیک سیرت، اما فقیر به خو...

پسری با اخلاق و نیک سیرت، اما فقیر به خواستگاری دختری میرود....

پسری با اخلاق و نیک سیرت اما فقیر به خواستگاری دختری می رود ...

پسری با اخلاق و نیک سیرت اما فقیر به خواستگاری دختری می رود ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط