{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من
دل من داند و من دانم و دل داند و من

به خدا عشق به رسوا شدنش می ارزد
و به مجنون و به لیلا شدنش می ارزد

دفتر قلب مرا وا کن و نامی بنویس
سند عشق به امضا شدنش می ارزد

گرچه من تجربه ای از نرسیدنهایم
کوشش رود به دریا شدنش می ارزد

کیستم ، باز همان آتش سردی که هنوز
حتم دارد که به احیا شدنش می ارزد

با دو دست تو فرو ریختنِ دم به دمم
به همان لحظه ی بر پا شدنش می ارزد

دل من در سبدی ـ عشق ـ به نیل تو سپرد
نگهش دار، به موسی شدنش می ارزد

سالها گرچه که در پیله بماند غزلم
صبر این کرم به زیبا شدنش می ارزد...
دیدگاه ها (۴)

ای که با ناز نگاهت به دلم چنگ زدیروز و شب فلسفه ی خواب مرا ر...

وای از آن لحظه که معشوق به یارش برسددست دلداده به دستان نگار...

کجای این شب سنگی, خودم را جاکنم امشبخودِ گُم کرده را آخر, کج...

دو سه خط وصف تو گفتن ، چه گناهی دارد ؟ در خیالات تو خفتن ، چ...

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم و دل ...

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم و دل ...

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم و دل ...

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم و دل ...

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم و دل ...

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم و دل ...

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل مندل من داند و من دانم و دل د...

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم و دل ...

اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل مندل من داند و من دانم و دل د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط