{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حتما بخونید

حتما بخونید


شخصی برای اولین بار یک کلم دید:😳 👇

اولین برگش را کند، زیرش به برگ دیگری رسید و زیر آن برگ یه برگ دیگر و ... با خودش گفت: حتما یک چیز مهمیه که اینجوری کادوپیچش کردن ...! اما وقتی به تهش رسید وبرگها تمام شد متوجه شد که چیزی توی اون برگها پنهان نشده، بلکه کلم مجموعه‌ای از این برگهاست...🍂 حکایت زندگی هم این چنین است، ما روزهای زندگی رو تند تند ورق
می زنیم و فکر می کنیم چیزی اونور روزها پنهان شده، در حالیکه همین روزها آن چیزیست که باید دریابیم و درکش کنیم... و چقدر دیر می فهمیم که بیشتر غصه‌هایی که خوردیم، نه خوردنی بود نه پوشیدنی، فقط دور ریختنی بود.!🍂
زندگی، همین روزهایی است که منتظر گذشتنش هستیم...

💖 💖 💖 💖 💖 💖 💖 💖 💖 💖 💖
دیدگاه ها (۱۵)

رمان اسیر خان پارت سوم ۳

شخصی برای اولین بار یک کلم دید. اولین برگش را کند، زیرش به ب...

شخصی برای اولین بار یک کلم دید. اولین برگش را کند، زیرش به ب...

شخصی برای اولین بار یک کلم دید. اولین برگش را کند، زیرش به ب...

شخصی برای اولین بار یک کلم دید. اولین برگش را کند، زیرش به ب...

شخصی برای اولین بار یک کلم دید. اولین برگش را کند، زیرش به ب...

شخصی برای اولین بار یک کلم دید. اولین برگش را کند، زیرش به ب...

شخصی برای اولین بار یک کلم دیداولین برگش را کند،زیرش به برگ ...

شخصی برای اولین بار یک کلم دید.اولین برگش را جدا کرد،زیرش به...

شخصی برای اولین بار یک کلم دید:اولین برگش را کند، زیرش به بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط