شخصی برای اولین بار یک کلم دید

شخصی برای اولین بار یک کلم دید
اولین برگش را کند،
زیرش به برگ دیگری رسید
زیر آن برگ یک برگ دیگر
با خودش گفت :حتما یک چیز مهمیه که
اینجوری کادوپیچش کردن...
اما وقتی به تهش رسید و برگها تمام شد
متوجه شد که
چیزی توی اون برگها پنهان نشده
بلکه کلم مجموعه‌ای از این برگهاست

داستان زندگی هم مثل همین کلم هست
ما روزهای زندگی رو تند تند ورق می زنیم
فکر می کنیم چیزی اونور روزها پنهان شده
درحالیکه همین روزها آن چیزیست که
باید دریابیم و درکش کنیم...
و چقدر دیر می فهمیم
بیشتر غصه‌هایی که خوردیم،
نه خوردنی بود نه پوشیدنی،
فقط دور ریختنی بود...

زندگی همین روزهاییست که
منتظر گذشتنش هستیم...



#خوشبختی
#زندگی
#کلم
#کلم_پیچ
دیدگاه ها (۱)

#زن_ذلیلی_در_اسلامروزی پیامبر شاهد پاک کردن عدس توسط امام عل...

میریم اردو 😄

هواے دلم را ڪہ میشناسے؟!به هوایت نیاز دارد...هوایـے ڪہ بوے #...

هر کس برای رغبت به ثواب و پاداش خدای عز و جل روز اول ماه رجب...

#تلنگرانه شخصی گرسنه بود برایش کلم آوردند...اولین بار بود که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط