{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حاجی تا صبح قرآن به سر گرفت و گناهانش بخشیده شد!

حاجی تا صبح قرآن به سر گرفت و گناهانش بخشیده شد!

اما کارگر خسته بعد از افطار خوابش برد و گناهان امسالش به گناهان سال قبل افزوده شد!
این است اعتقادات مردم سرزمین من!

👤 حسین پناهی
دیدگاه ها (۳)

قصه نوزدهم: یاران امام حسین (ع) (بخش پایانی)

اسیر عشق صورتی *پارت ۴*

𝖕𝖆𝖗𝖙3ساعت ده شب بود.عمارت ساکت بود. آقای کانگ رفته بود. مهما...

{استاده جدید}پارت دوم... ساعت از دوازده گذشته بود.ات هنوز رو...

سانزو سرشو آورد بالا و دید که نانسی از خجالت سرشو انداخته پا...

#in_your_eyespart_11۰"پنج سال بعد"ویو کایلااز صبح زود بیدار ...

پارت ۲۳رزا وقتی برگشت، شهر چراغونش روشن شده بود. کلید روبه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط