{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم

دلم
تو را می خواهد
ای دورترین بهانه
ای تنها دلیل زیستن
میخوام با احساسی عریان
دوان دوان سوار بر قطار نگاهت
عشقم‌ را به تو بسپارم
تو را بغل کنم
ببوسم
و دزدانه در لابه لای اندام موزونت
گره بخورم و بگویم‌ که عاشقانه دوستت دارم
لب هایم خشک و عطش ناک
چونان صحرای بی اب و علف
در انتظار نوشیدن شراب لبانت
بی قرار و طعم دلنشین اغوشت
در لابه لای گیسوان بر باد داده ام ماندگار
دلم برای داشتنت ضعف می رود
و توووو
همان خاطره ای که هر بار تکرارت
برای فتح هر قله عشقی بس است

پرتکرار دوست می دارمت
دیدگاه ها (۲)

دلمتو را می خواهدای دورترین بهانهای تنها دلیل زیستنمیخوام با...

چال گونه،روی سبزه، گیسوان لخت وخرماهرسه راهم رانبینم چشم هاع...

چال گونه،روی سبزه، گیسوان لخت وخرماهرسه راهم رانبینم چشم هاع...

*** چال گونه***چال روی گونه ات آخر مرا دق می دهدخواهشا دولت ...

چال گونه،روی سبزه، گیسوان لخت وخرماهرسه راهم رانبینم چشم هاع...

چشمانت را باز کردی و دنیا غرق نگاه زیبایت شدزیبایی های دنیا ...

چشمانت را باز کردی و دنیا غرق نگاه زیبایت شد زیبایی های دنیا...

چشمانت را باز کردی و دنیا غرق نگاه زیبایت شدزیبایی های دنیا ...

صنوبر غمگین دور از من ، بگو با زنان بعد از تو چه کنم وقتی ت...

هادی هزاره مقدم شاعر زاهدانی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط