نمی دانم خوشی هایم چرا اینقدر کوتاه است!

نمی دانم خوشی هایم چرا اینقدر کوتاه است!
چرا هرگاه می خندم،
دلم ناگاه می گیرد؟...
دیدگاه ها (۲)

دلم برای دست‌هایی تنگ شدهکه بی‌صدا غصه‌هایم را جمع می‌کردو ب...

خوشم از تب عشقت شبی گیرد خدا جانم نمی دانم در آغوش تو جانم ...

نمی‌دانم:)شاید تا ابد، در دلم‌ماندی ♡♤عزیز کرده...

یک روزی هست که خدا چرتکه دستش می گیردو حساب و کتاب می کندو آ...

🕊✍️دلنوشته ایی برای پدرم🕊فکر تو را حتی در میان خنده‌هایم نمی...

خدایا…هر آنچه در توانم بود با تمام دلم انجام دادمو برای آنچه...

گاهی دلمـ بهانه‌اتـ را می‌گیرد…بهانه‌ی صدایتـ، نگاهتـ، حتی س...

نیستی و من، میانِ این همه سکوتنمی‌دانم با دلم چه کنم…هر شب ت...

می دانم دیگر نمی آییاما هنوز چشم به راهم...💔

باباجونِ مهربونماز وقتی رفتی، انگار تمام من را با خودت بردی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط