{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#خاطرات_شهید

#خاطرات_شهید

شب آخر جوراب‌های همرزمانش را می‌شسته، همرزمش به مجید گفته: مجید حیف تو نیست با این اعتقادات و اخلاق و رفتار که خالکوبی روی دستت است. مجید می‌گوید: تا فردا این خالکوبی یا خاک می‌شود و یا اینکه پاک می‌شود. و فردای آن روز داداش مجید محله یافت آباد برای همیشه رفت.
یک تیر به بازوی سمت چپش خورد، دستش را پاره کردو سه تا از تکفیری‌ها را کشت ، سه یا چهار تیر به سینه و پهلویش ‌خورد و شهید می‌شود. محل شهادتش جنوب حلب، خان طومان، باغ زیتون است.
#شهید_مجید_قربانخانی #مدافع_سبزحرم
دیدگاه ها (۱)

#خاطرات_شهیدشب آخر جوراب‌های همرزمانش را می‌شسته، همرزمش به ...

‍ #خاطرات_شهید_مدافع_حرم🌹 شب آخر جوراب‌های همرزمانش را می‌شس...

💠 شهید #مجید_قربانخانی می گفت: خواب #مادر را دیدم. پایم که ب...

شهدا

شهدا

‍ 🔸 یڪ هفته قبل از اینڪه به سوریه بره ، خواب شهادتش رو دیده ...

بسم رب الشهداء...شهیدمدافع حرم مجید قربانخانی(قسمت دوم):قبل ...

بسم الله رحمن رحیماز قهوہ خانہ هاے یافت آبادتا خانطومان سوری...

🥀روز شمار شهدا 🥀نام و نام خانوادگی: مجید قربانخانینام پدر : ...

مجیدی که تک پسر لوس مادر و عصای دست پدر بود. خدا گلچینش کرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط