{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به جست و جوی تو

به جست و جوی تو
بر درگاه ِ کوه میگریم
در آستانه دریا و علف
به جستجوی تو
در معبر بادها می گریم
در چار راه فصول
در چار چوب شکسته پنجره ئی
که آسمان ابر آلوده را
قابی کهنه می گیرد
به انتظار تصویر تو
این دفتر خالی
تاچند
تا چند
ورق خواهد زد؟
جریان باد را پذیرفتن
و عشق را
که خواهر مرگ است

و جاودانگی
رازش را
با تو درمیان نهاد
پس به هیئت گنجی در آمدی
بایسته وآزانگیز
گنجی از آن دست
که تملک خاک را و دیاران را
از این سان
دلپذیر کرده است
نامت سپیده دمی است که بر پیشانی آفتاب
می گذرد
- متبرک باد نام تو
و ما همچنان
دوره می کنیم
شب را و روز را
هنوز را

شعر #احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

به جست و جوی تو...

به جستجوي تو بر درگاه كوه مي گريم، در آستانه دريا و علف. به ...

به جست و جوی توبر درگاه ِ کوه میگریم،در آستانه دریا و علف.به...

" مرثیه "از : احمد شاملو د...

به جستجوی توبر درگاهِ کوه می گریمدر آستانه دریا و علفبه جستج...

به جستجوی توبر درگاه کوه می گریمدر آستانه دریا و علف به جستج...

به جستجوی توبر درگاه کوه می گریمدر آستانه دریا و علف به جستج...

به جستجوی توبر درگاهِ کوه می گریمدر آستانه دریا و علفبه جستج...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط