{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این بار قلم مقدس و مسکوتم مجال حکاکی فریاد را ندارد چرا

این بار قلم مقدس و مسکوتم مجال حکاکی فریاد را ندارد چرا که میخواهم
با شعری از مشیری دگرکونتان سازم :

سنگ ها هم حرف هایی می زنند

گوش کن

خاموش ها گویا ترند

از در و دیوار میبارد سخن

تا کجا در یابد آن را جان من ؟؟؟

در خموشی های من فریاد هاست

آنکه دریابد چه میگویم کجاست

آشنایی با زبان بی زبانانی چو ما دشوار نیست
چشم و گوشی هست مردم را " دریغ "
گوش ها

هشیار نه

چشم ها

بیدار نیست

در سکوت خویش فریاد زنید و در عمل همواره جاری باشید

تا روشن ترین خاموش

سبز و آبی و سفید باشید

سکوتم را نوایی ساز کنی
دیدگاه ها (۱)

جهان ای برادر نماند به کس ...

کی میگه مرده نفس نمیکشهکی میگه نبض جسد نمی زنهخوبه که یک دم ...

tafaavot raa ehsaas konid...

khodaaayaa...

باز پاییز است و در راهند آن دژخیم و داسسنگ هاهم حرفهایی می ز...

غنچه با لبخند می گوید تماشایم کنید گل بتابد چهره همچون چل...

غنچه با لبخندمی گوید تماشایم کنیدگل بتابد چهره همچون چلچراغی...

غنچه با لبخندمی گوید تماشایم کنیدگل بتابد چهره همچون چلچراغی...

غنچه با لبخندمی گوید تماشایم کنیدگل بتابد چهره همچون چلچراغی...

غنچه با لبخندمی گوید تماشایم کنیدگل بتابد چهره همچون چلچراغی...

#زِ_مَستانِ‌زمستانی "زمستان نیست انگاریکسی در من سراغی از دل...

فال روز متولدین تیر:حالا که به نقطه ی حساس یک رابطه نزدیک شد...

شعری زیبا و جذاب درمورد شفاعت امام حسین (ع) طولانیه اما انقد...

اولین شعری که پیشنهاد میکنم حتما تاتهش بخونید واقعا عاااالیه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط