{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غنچه با لبخند می گوید تماشایم کنید

غنچه با لبخند می گوید تماشایم کنید
گل بتابد چهره همچون چلچراغ
یک نظر در روی زیبایم کنید

سرو ناز
سرخوش و طناز
می بالد به خویش
گوشه چشمی به بالایم کنید

باد نجوا می کند در گوش برگ
سر در آغوش گلی دارم کنار چتر بید
راه دوری نیست پیدایم کنید

آب گوید
زاری ام را بشنوید
گوش بر آوای غمهایم کنید

پشت پرده باغ اما
در هراس
باز پاییز است و در راهند آن دژخیم و داس

سنگ ها هم حرفهایی می زنند
گوش کن
خاموش ها گویا ترند
از در و دیوار می بارد سخن
تا کجا دریابد آن را جان من
در خموشی های من فریاد هاست
آن که دریابد چه می گویم کجاست
آشنایی با زبان بی زبانان چو ما
دشوار نیست
چشم و گوشی هست مردم را دریغ
گوش ها هشیار نه
چشم ها بیدار نیست

👤 فریدون مشیری
دیدگاه ها (۱)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت اول :خیر، اصلاً این طور نیس...

به یاد همون بچه هایی که امروز به جای اینکه بشینن روی نیمکت ه...

غنچه با لبخندمی گوید تماشایم کنیدگل بتابد چهره همچون چلچراغی...

غنچه با لبخندمی گوید تماشایم کنیدگل بتابد چهره همچون چلچراغی...

غنچه با لبخندمی گوید تماشایم کنیدگل بتابد چهره همچون چلچراغی...

غنچه با لبخندمی گوید تماشایم کنیدگل بتابد چهره همچون چلچراغی...

باز پاییز است و در راهند آن دژخیم و داسسنگ هاهم حرفهایی می ز...

این بار قلم مقدس و مسکوتم مجال حکاکی فریاد را ندارد چرا که ...

از زن فاجعه ساختید

#چه_جای_خوبی_است_دنیامرحوم میرزا اسماعیل دولابی می فرمود: قا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط