لب‌هایت را حصار تن بی‌تابم کن

لب‌هایت را حصار تن بی‌تابم کن
بوی وحشــی هم آغوشـــیمان
تلاقی مستیست که فواره میکند
در حوالی خلوتی که جان میدهیم
رج بـــه رج مـی بــافـــــــــــــم
بوســــه هـای گــر گرفتـــــه ام را
در هیزم حریر سفید گونه تن ات
بی شک شالــــــوده ایــن عشــــق
تولـــــــــد نالــــــه هاییــــــست
که تمام مــرا به چنگال انگشتانت
به یغــــــــــــــما خــواهد برد ...!!!
.
دیدگاه ها (۱)

لبهایت را حصار تن بی تابم کن،،بوی وحشی هم آغوشیمانتلاقی مستی...

‌ــ‌ ‌لبهایت را حصارِ تَنِ بی تابم ڪُنبوی وحشی هم آغوشیمانتل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط