{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نکوهش ستمکاران

نکوهش ستمکاران
کاروان عشق، غریبانه به شام بلا رسیده است. چند روزی است که مصیبت شهادت برادران، فرزندان و دیگر عزیزان، دل سوخته زینب(س) را مدام آتش می زند. ساعتی نیارمیده است؛ یا به تیمار بیمارش سرگرم بوده یا کودکان را به سامان آورده است یا برای دفاع دین با زبان جنگیده است. اینک در مجلس یزید چقدر خسته است و چقدر دل سوخته؛ اما خستگی و دل سوختگی موجی نیست که دریای صبر زینبی را متلاطم کند و یا زبان برّان او را در دفاع از دین به لکنت اندازد؛ سپس در برابر یزید ستمکار و میگسار زبان به خطبه می گشاید: «ای یزید، اگر اکنون این حوادث تلخ مرا مجبور ساخته تا با چون تویی هم سخن شوم، بدان که من قدرت تو را بس ناچیز می شمرم و تو را پست تر از آن می دانم که نکوهشت کنم یا زبان به سرزنشت باز کنم. به زودی خواهی دید که زیان کرده ای. اینک بنگر که آیا این تصمیم تو جز سفاهت چه بود و حال آنکه روزگار قدرت تو همین چند روز بیش نیست». شهامت زینب کبری و خروش کلامش مجلس یزید را دگرگون ساخت و کار را بدانجا رسانید که یزید به عذرخواهی برخاست و زبان به ندامت گشود و این نبود مگر همان رسالت عاشورایی که زینب(س) بر عهده داشت.
دیدگاه ها (۲)

خسف | قصه بیست و سوم: حضرت زینب (س) بخش دوم (قسمت پایانی)

گشایی مدارس و دانشگاه‌ها1405/6/31بسم الله الرحمن الرحیمیَرفَ...

ننگ ابدینام اسلام با نام عاشورا حیات می گیرد و نام عاشورا با...

🌀 داستانِ کوتاه 🌀 :📖 ننگ ابدینام اسلام با نام عاشورا حیات ...

مدح حضرت زینب(س)تو کیستی که عقل مجنـون توستعشق به تو عاشق و ...

#نقش_خانم_زینب_سلام_الله_در_نهضت_کربلا_قسمت_چهارم🔸 دفاع از ف...

.سلام حضرت بانوی مهربانی هاسلام روشنی صحن آب و آئینهسلام سنگ...

🏴 زندگی نامه حضرت زینب (س)⚜ زینب کبری سومین فرزند فاطمه و عل...

شهید همدانی پای صداقتش در گریه‌هایش برای حضرت زینب(س) ایستاد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط